مطالب این صفحه لزوما نقل قول مستقیم از کتاب نیست
به نام خدا
خلاصهی کتاب تفسیر سورهی مجادله – نشر انقلاب اسلامی
مطالب این نوشته لزوماً نقل قول مستقیم از کتاب نیست
بهتر است برای پیشگیری از سوء برداشت حداقل یک بار خود کتاب مطالعه شود
در هر گفتار ابتدا آیات و معانی آنها خوانده شود
مقدمه
این جلسات در دورهی ریاست جمهوری معظمٌ له در جمع پاسداران و اعضای دفتر ریاست جمهوری در هفت جلسه (از ۱۷ اردیبهشت تا ۱۱ تیر ۱۳۶۱) برگزار شده و تمامی آیات این سوره مورد بررسی قرار گرفته است.
گفتار اول – آیات ۱ تا ۴
۱۷ اردیبهشت ۱۳۶۱
علت انتخاب جزء ۲۸ قرآن برای بحث تفسیری
علت انتخاب سورههای جزء ۲۷ و ۲۸ و این حدود این است که این سورهها در مدینه بر پیامبر (ص) نازل شده و مربوط به بعد از تشکیل حکومت اسلامیاند (که مسائلی متفاوت از دوران مبارزهی قبل از آن دارد) مثل وضع کنونی ما.
معرفی اجمالی سوره مجادله
مطالب این سوره که اول جزء ۲۸ است، ظاهراً چند مسالهی جزئیست ولی هر کدام نشانه و سمبُل یک مسالهی کلی و آموزنده برای ماست. همچنین لابهلای آن آیاتی ناظر به مسائل کلی جامعهی اسلامی (مثل قیامت) هم هست.
معرفی شیوهی این تفسیر
روش ما در تفسیر ترجمه و توضیح است. منظور ما تفصیلات و بحثهای فلسفی و فقهی نیست.
شأن نزول آیهی اول
این آیه ماجرای یک زنیست که ناراحت و شاکی بوده، آمده خدمت پیغمبر و گفتگویی داشته و ایشان گرهی کارش را باز کرده.
مسأله مربوط به یک رسم دوران جاهلیّت است. گاهی مردها با گفتن یک جمله به زنشان و تشبیه آنها به مادرشان، آنها را تا ابد بر خود حرام میکردند. به این کار میگفتند ظِهار. بعداً میگوییم فرق آن با طلاق چیست.
مردی از انصار که آدمی بوده که بیملاحظه هم تصمیم میگرفته، این کار را میکند و پشیمان هم میشود. اما چون هنوز رسم جاهلیت را داشتند، بنا شد بروند از پیغمبر بپرسند. زن میآید و از پیغمبر میخواهد مشکلش را رفع کند، نگران زندگی و بچههایش بوده و پیغمبر هم گفت حالا اینجوری هست و بر هم حرام شدید. زن هم که عاجز شد، پیش خدا شکایت کرد. پیغمبر هم به عنوان یک رهبر عاقل و متین، با یک سنّت ریشهدار برخورد سطحی و عجولانه نمیکند که مثلاً بگوید ولش کن، چیز مهمّی نیست.
مبارزهی اسلام با سنّتهای غلط جاهلی
در همان حال این دو آیهی اول بر پیغمبر نازل میشود. با یک حساب و کتاب و استدلالی، ریشهی این سنّت را در ذهن این آدم میزند. میگوید مادر هر کسی، آن کسیست که او را متولّد کرده. گفتن آن جمله اثری ندارد و زن و مرد را از هم جدا نمیکند. اما این یک عادتیست و برای ترک آن کفّارهای هم قرار میدهد. مجازاتش این است که اگر این کار را کردید، قبل از نزدیک شدن دوباره به هم، یا بردهای آزاد کنید (که در اسلام بهانههای زیادی درست شده برای آزادی بردهها که یک وقتهایی مفصل صحبت کردهام راجع به این مسأله)، اگر نمیتوانید، دو ماه متوالی روزه میگیرید که این خودش شما را تطهیر و با صفا میکند. اگر این هم ممکن نیست ۶۰ مسکین (فقیرِ ازکارافتاده) را اطعام کنید که باز بهانهایست برای اطعام آنها.
ترجمه و شرح آیات
پس از تأکید بر اینکه هیچ کدام از حرکات شما از دید و شنوایی خدا بیرون نیست، حکم این مساله را میگوید. احکام اسلام قابل فهم است و استدلالش قابل قبول. دینِ فطری که میگویند یک نمونهاش این است. حرف آن مرد را منکر (یعنی آنچه در دین ناشناخته، نامقبول و باطل است) مینامد و بعد هم راه جبران این اشتباه را بیان میکند. احکام اسلامی هم قابل انعطاف است، سه راه پیش پای آنها میگذارد. بامزّه است که این شخصی که این کار را کرده بود به پیغمبر گفت هیچ کدام برایم ممکن نیست. پیغمبر هم ظاهراً قول دادند از بیتالمال کمکش کنند برای اطعام آن شصت مسکین.
بعد میفرماید این کفّاره برای این است که ایمان بیاورید به خدا و رسولش. ایمان که داشتهاند، پس یعنی چه؟
یعنی به راستی وارد دایرهی گروندگان شوید. مرحلهی اولِ ایمان مثل نامنویسی است. مرحلهی بعد عمل به تمام احکام الهی و اجتناب از محرمات و از خود گذشتگی در این راه است که آن ایمان واقعیست.
بعد میگوید اینها مرزبندیهای خداست. چه انجام ندادن آن ظِهار، یا انجام کفّارهاش یا وظایف مالی و غیر مالی دیگری که در قرآن مشخص شده، اینها مرزهای خداییست که اگر میخواهید مؤمن باشید نباید از آنها عبور کنید. و برای کافرین؛ کسانی که میپوشانند و پاک میکنند این مرزها را، عذابی دردناک است. خب این ترجمهی آیات.
ادامه دارد…

دیدگاهتان را بنویسید